تبليغاتX
فاصله ها.....

deborah.mihanblog.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comdeborah.mihanblog.com

 


 

نوشته شده توسط غزل در شنبه هشتم مرداد 1390 ساعت 0:30 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


شهادت حضرت فاطمه(به روایتی)


فاطمیه قصه گوی رنجها است         بهترین تفسیر سوز مرتضی است

فاطمیه جنگ اشعار علی است         شرح حال چشم خونبار علی است

فاطمیه  شعر داغ  لاله   است             قصه  زهرای  هجده ساله است

فاطمیه  آتش  افروز دل است           احتجاجش یک کتاب کامل است

فاطمیه سینه چاک درد ها است         شاهد  نامردی   نامرد   هاست

فاطمیه     مهر زد  تاریخ  را           در دل  آتش  گدازد  میخ   را

فاطمیه سوخت درب خانه ای            شمع  را  کشتند با  پروانه   ای

فاطمیه  سوز دل  را ساز کرد           دفتر داغ  علی  را   باز   کرد

فاطمیه شرح  دیوارودر است             در مقام صبر زینب پرور است

فاطمیه   ناله  زهرا  می زند              داد   مظلومی   مولا   می رند

فاطمیه   آتشی   افرو ختند                خیمه های  کربلا را  سوختند

فاطمیه   فاطمه اعجاز کرد                انقلاب  کربلا  را ساز  کرد

فاطمیه ماه گل افشردن است               فتح باب تازیانه  خوردن است

فاطمیه   قفل غم را  شد کلید              چونکه دارد هم شهیده هم شهید

فاطمیه  صوزتش  نیلی  شود              تا  رفیه  شاهد   سیلی  شود


 

نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ساعت 8:57 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تصاویر طنز....

سلام خیلی وقته مطلب نزاشتم اخه درسام فوق العاده زیاد شده وامتحان نهایی دارم اینم همینطوری گذاشتم بگم زندم جالبه 

تصاویر طنز....


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط غزل در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ساعت 7:3 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


    خدا کنه همیشه رای گیری باشه امروز امتحان زمینمو هیچی نخوندم خودمو کشتم نرم مدرسه ولی مامانم گفت باید بری منم رفتم دیدم همه دختر پسرا جیییییییییییییغ میکشن اخه مدرسه ها تو کله مشهد تعطیل بود  

هوراااااااااااااااااااا


 

نوشته شده توسط غزل در شنبه سیزدهم اسفند 1390 ساعت 8:47 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


22بهمن مبارک

به علت سفر یک هفته ای نیستم 

بابای...


 

نوشته شده توسط غزل در جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ساعت 11:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


hi

نایت اسکین

نایت اسکین

نایت اسکین

نایت اسکین

آسمان را بنگر که بعد صدها شب و روز 

مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر ، به ما می خندد !

یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان ، نه شکست و نه گرفت !

بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید

و در آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت

تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست

ماه من غصه چـــــرا ؟

نایت اسکین

تو مرا داری و من هر شب و روز آرزویم همه خوشبختی توست !

ماه من! دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن

کار آن هایی نیست که خدا را دارند...

نایت اسکین

ماه من! غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست

با نگاهت به خدا، چتر شادی وا کن و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست !

او همانی است که در تارترین لحظه شب راه نورانی امید نشانم می داد...

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد همه زندگی ام غرق شادی باشد...

ماه من! غصه اگر هست بگو تا باشد معنی خوشبختی بودن اندوه است...

این همه غصه و غم این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه میوه یک باغند

همه را با هم و با عشق بچیــن...

عاشقتم نفسم

نایت اسکین

نایت اسکین

نایت اسکین

 

اگر دریای دل آبیست تویی فانوس زیبایش،اگر آیئنه یک دنیاست تویی مفهوم و معنایش،تو یعنی دسته ای گل را از آن سوی افق چیدن،تو یعنی پاکی باران تو یعنی لذت دیدن،تو یعنی یک شقایق را به یک پروانه بخشیدن،تو یعنی از سحر تا شب به زیبایی درخشیدن،تو یعنی یک کبوتر را زتنهایی رها کردن،خدای آسمان ها را به آرامی صدا کردن،تو یعنی روح باران را متین و ساده بوسیدن و یا در پاسخ یک لطف به روی غنچه خندیدن،اگر چه دوری از اینجا،تو یعنی اوج زیبایی،کنارم هستی و هر شب به خوابم باز می آیی,اگر هرگز نمی خوابند دو چشم سرخ و نمناکم،اگر در فکر چشمانت شکسته قلب غمناکم،ولی یادم نخواهد رفت که یاد تو هنوز اینجاست،میان سایه روشن ها دل شیدای من تنهاست...
 اگر یک آسمان دل را به قسط عشق بردارم میان عشق و زیبایی تورا من دوست می دارم

نایت اسکین

نایت اسکین

نایت اسکین
عشق اول و آخر...

عشق را در چشم تو روزي تلاوت مي كنم
با همه احساس ،خود را با تو تقسيم مي كنم

مرز بي پايان مهرت را به من بخشيده اي
در جوابت هر چه دارم فدايت مي كنم

نور چشمت را چراغ شام تارم كرده اي
من وجودم را هميشه فرش راهت مي كنم

اي تجلي گاه هر چه خوبي و مهر و صفا
عاقبت مانند اشعار فريدون ناب نابت مي كنم

بر خرابات وجودم زندگي بخشيده اي
تا نفس دارم هميشه شاد شادت مي كنم

همچو سروي گشته اي تا خم نگردد قامتم
من صداقت را هميشه سرپناهت مي كنم

 

نایت اسکین

نایت اسکین

ولی از یاد مبر پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا

و در آن باز کسی می خواند: که خدا هســـت، خدا هســـت

و چــــــرا غصه؟ چـــــرا ؟

نایت اسکین

اشک من بارون غربت / تو دلم غبار حسرت 

من برات سوغاتی دارم / یه سبد گل محبت 

نایت اسکین

گر قضای روزگار تکه کند قلب مرا مینویسم روی هر تکه از آن نام تو را . . .

نایت اسکین

اي دوست به جز عشق تو در سر من هوسي نيست
جز نقش تو بر صفحه ي دل نقش كسي نیست

نایت اسکین

غزل،

چشم‌های تو است.

کاش حافظِ چشم‌های تو بودم!

نایت اسکین

 


 

نوشته شده توسط غزل در شنبه پانزدهم بهمن 1390 ساعت 1:37 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام فیزیکمو 19.5 شدم!!! نمره اصلیم 18.5 بوده که دبیر اشتباه نمره داد و بردن رو نمودارو شدم 19.5 اخ جوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون....

فقط همین واینکه خواستم بگم خیلی خوشحالم خییییییییییییییییلی ....


 

نوشته شده توسط غزل در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ساعت 1:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دلم گرفته...

بازم اومدم بگم زندم واینکه عربیمو خوب ندادم فیزیکو بگو 80 تومن دادم پول کلاس اخر16!!!!!!!!!!!!!!!!!

بابا به خدا من تا حالا انقد گند نشده بودم فیزیکم همیشه 20 بود ولی تصمیم گرفتم دیگه جووش درس نزنم هرچه باداباد............

1 شنبه زیست دارم اسونه دوسش دارم............

فعلن بابابابابابابای


 

نوشته شده توسط غزل در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ساعت 12:54 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام...

زخر خوانان عالم هرکه را دیدم غمی دارد دلا خوش کن به مردودی که انهم عالمی دارد

ایام سوگواری امتحانات به عموم دانش اموزان تسلیت باد....

تقلب یادتون نره ......


 

نوشته شده توسط غزل در یکشنبه یازدهم دی 1390 ساعت 12:14 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عاشورا

ایول دیگه برین حال کنین 4شنبه هم تعطیل شدو هوووووووووووووووووووورا...

ولی هفته ی بعد این معلما پدرمونو در میارن 

دیشب اهنگای کویتی پور و علی اص حابی که واسه عاشورا و حضرت علی اکبر گفته بود گوش دادم خیلی گریه کردم دلم گرفت..

واقعا چه بلاهایی سر امامای معصوم و بی گناه ما دراوردن چه بدبختن کسایی که تو این ایام اشکی واسه امام حسین و خانوادهی مظلومش نریزن البته باید بیشتر گریه هارو واسه خودمون بکنیم اونا واسه خدا چیکار کردنو ما!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و بدبخت تر کسایی که فقط گریه میکننو هیچ درسی از ایشون نمیگیرن امام حسین واسه گریه ی ما اینکارو نکرد باید از کربلا و عاشورا درس گرفت من افتخار میکنم پیرو همچین کسی هستم ..

انشاالله خدا چشای هممونو باز کنه به سوی حقیقت قبل اینکه تو گور چشامونو باز کنن و حقیقتو بیارن جلو چشمون که خیلی دیره.....

اسلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین


 

نوشته شده توسط غزل در شنبه دوازدهم آذر 1390 ساعت 3:28 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


یه کلام

سلام بچه ها کسی که واسم نظر خصوصی داده بودی خوبی از خودته منم نمیخوام دندون بخونم داروسازی رو دوست دارم تو هم موفق باشی ....

الان تو کتابخونه پزشکیمو کلی ریاضی حل کردم این شبا واسه منم دعا کنین اونایی که دلاشون پاکه راستی هما جون چرا ادرسه وبتو ندادی ؟؟

من سال دیگه کنکور دارم عزیزم خواهرامم سلام میرسونن خونه ما هم بیاین عزیزم

کاردارم بای بای فعلن.....


 

نوشته شده توسط غزل در جمعه یازدهم آذر 1390 ساعت 2:42 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


...

تصاویربیوگرافیکی امام حسین - picture 4


گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی 

 با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

 

گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا

 تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید

 

گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن

عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید

 

گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم 

 راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید

 

گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش

عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید

 

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن

 در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید

 

گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش

فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید

 

گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم

گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید

 

گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق 

 عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید

 

گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع) 

 گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید

یا ابا عبدالله الحسین


 

نوشته شده توسط غزل در دوشنبه هفتم آذر 1390 ساعت 1:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


,,,,,basteeeeeee

خواستم بگم هنوز زندم 

خدایا از مدرسه رفتن و تو خونه درس خوندن خسته شدم این دیگه چه زندگی اییه !!!!!!!!

واااااااااااااااااااااااااااای کمممممممممممممممممممممممممممک

    pls helpeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee


 

نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه سوم آذر 1390 ساعت 7:6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


          

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به همه ی دخترخانومای خشگله اینجا 

 

روزتون مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک

.

.

.

تولد حضرت معصومـــــــــــــــــــــه هم مبارک......

دوستون دارم ابجی های عزیــــــــــــــــــــــــــــزم


 

نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه هفتم مهر 1390 ساعت 9:48 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


فاطـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

سلااااااااااااااااااااااااام کسی که تازگی ها به ماسری نمیزنه ولی من واسه دله خودم میگمو مینویسم

دلم برا فاطمم یه ذره شده اخه رفته تهران مدرسه بدون اون جهنمه........

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا  چرافاطی رفت؟؟

فاطی اگه اینو میخونی میخوام بگم هیچ وقت فراموشت نمیکنم بهترین خواهرم دوست گلم خیلی دوست دارم و همیشه به فکرتم

..........


 

نوشته شده توسط غزل در چهارشنبه ششم مهر 1390 ساعت 3:25 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام...

سلا م من اومدم با کلی خاطره های جذاب ازسفرم

اینکه داشتم غرق میشدم و غریق نجاتها نجاتم دادن ..... یک پسره طفلی غرق شدو فکرکنم مرد همه گریه میکردن وای چقد دریا خطرناک شده من که وقتی خواستم غرق بشم همرو فهش میدادم دخترداییمم فقط داشت نگام میکرد خشکش زده بود اگه جیغای من نبود تا الان ۱۰ تا کفن پوسونده بودم....

خیلی خوش گذشت گوشی داییمم تودریا غرق شد!!!!!!!!!!!!!!!!!

ولی هیچی نگفت ...

انقد خردیمو خوشی کردیم که دوست نداشتم برگردم الان دیگه بازدرسو کوفتو زهر مار شروع میشه..

نه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه

 


 

نوشته شده توسط غزل در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ساعت 11:9 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام دوستای خوبم   من دارم میرم سفر تا 5 روز دیگه نیستم....

گریه نکنین زود میام ... امتحان زبانمم گند زدم!!!!!!!!!!!

همش تقصیر شماست نمیشه ازتون دل کند...

خلاصه دیگه بای...

خیلی خدافظی سخته... خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


 

نوشته شده توسط غزل در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ساعت 10:20 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


همسر آینده ام.....!

همسر آینده ام.....!
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام


می توانی خوشحال باشی، چون من دختر كم توقعی هستم.

اگر می گویم باید تحصیلكرده باشی، فقط به خاطر این است كه بتوانی خیال كنی بیشتر از من می فهمی!

اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است كه همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود!

اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات كامل داشته باشی، فقط به این خاطر است كه وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!

اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است كه خود را در خانه ای به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ كنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!

اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است كه فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!

اگر دوست دارم ویلای اختصاصی كنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است كه از عشق بازی كنار دریا خوشم می آید... جلوی چشم همه هم كه نمی‌شود!

اگر می گویم هرسال برویم یك كشور را ببینیم، فقط به خاطر این است كه سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم كه آیا واقعا "به هركجا كه روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من كمك نكنی تا جواب سوالاتم را پیدا كنم، پس چه كسی كمكم كند؟!


اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است كه به تو ثابت كنم چقدر برایم عزیزی!

و بالاخره...
اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است كه به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است


 

نوشته شده توسط غزل در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ساعت 2:19 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


آخه من کم کم داره یادم می ره؟؟؟؟؟؟

یکی بود یکی نبود. یه روزی روزگاری یه خانواده ی سه نفری بودن. یه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما میده، بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .


پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن. اما مامان و باباش می‌ترسیدن که پسرشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره.اصرارهای پسرکوچولوی قصه اونقدر زیاد شد که پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن اما در پشت در اتاق مواظبش باشن.


پسر کوچولو که با برادرش تنها شد … خم شد روی سرش و گفت : داداش کوچولو! تو تازه از پیش خدا اومدی ……….


به من می گی قیافه ی خدا چه شکلیه ؟ آخه من کم کم داره یادم می ره؟؟؟؟؟؟


 

نوشته شده توسط غزل در یکشنبه ششم شهریور 1390 ساعت 1:7 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

. 


 

نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه سوم شهریور 1390 ساعت 10:35 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


!!!!

سلام دلم تنگ شده بود این روزا دیگه حوصله ی وبلاگو نوشتنو ندارم !!!!!!!!

واسه همین کمتر میام اونم به خاطر شماها....

مدرسه های لعنتی نزدیکه فقط خوشحالم واسه بازیاش و دورهم بودن.... اه اه اه 

راستی نماز روزه هاتون قبول......................


 

نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه سوم شهریور 1390 ساعت 10:29 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تورو خدا تو این شبای عزیز منم دعا کنید هرجایی که هستین منو از دعاتون بی نصیب نزارین یادتون نره هااااااااا


 

نوشته شده توسط غزل در شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ساعت 0:34 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


جووووووووووووووووووووووووووونم

نظر یادت نره هاااااااااااااااا

   

      

 

 

        

 

                    

 

               

 

               

 

           

 

        

 

          

 

           

 

          

 

        

              

 

        

 

        

 

         

 

     

 

         

 

          

 

           

 

     

 

           

 

          

 

  


 

نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ساعت 3:16 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


کاش میشد به پابوسش برویم

 

سلام برمردی که هرسال ماه رمضان ودرطول سال روزه های مستحبی را میگیرد.

مردی که تواریخ زیادی دیده است ...

آقایم سرورم نمیدانیم درطول ماه مبارک رمضان سرسفره چه کسانی روزه ات را افطار میکنی .نمیدانم سحردر کنار کدامین انسانهای سعادتمند هستی. بیش از هزاروشصت سال است که درهر ماه رمضان روزه میگیری . دست نوازشگرت برسر کدام یتیمان کشیده میشود.خوشا به حال آن یتیمی که دست مهدی (عج) بر سرش کشیده میشود. خوشا به حال آن سفره ی که میهمانش مهدی (عج) می باشد. چه دعاها و نجواها کردی در شب های قدر. شب قدر مخصوص توست چرا که ملائکه به خاطر  انسانهای گناهکار و خیانت کار به خدا به زمین نخواهند آمد و تنها به پابوسی آقا وسرور و ولی عصرما پا برزمین مینهند.

کسیکه علامه دهروبزرگ مردتاریخ قدیم و جدید است کسیکه تمام علوم ازشیمی و فیزیک و جغرافیا تا کامپیوتر و پزشکی و فلسفه و علم فضا و هستی را میداند کسیکه درمان درد تمام مستضعفین است.

کاش میشد به پابوسش برویم

بدانیم که مقام حضرت مهدی (عج)  و حجت خداوند برروی زمین آنقدر عظیم و والاست که باید ما به سویش برویم. نباید به انتظارش بنشینیم بلکه باید به دنبالش برویم.

به امید روزی که حکومت عدل مهدی (عج) بر تمام هستی سایه افکند.

آقا و سرورم , گنهکارم وخجلمند.

امام من کمکم کن تورو خداااااااااااااااااااا


 

نوشته شده توسط غزل در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت 5:4 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


گفتگوهای من و شما با خدا

       گفتگوهای من و شما با خدا

در دل گفته هایی با خدا داریم، کسی از آن خبر ندارد و خود می گوییم و خدا شنونده است. آن چه می آید  بخشی هایی ازگفتگوهای«من وشما» ،با خداست:

گفتم: خسته‌ام    
گفت: لاتقنطوا من رحمة الله    
از رحمت خدا ناامید نشید(زمر/53)

 

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای
گفت: فاذکرونی اذکرکم     
منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)


گفتم: تا کی باید صبر کرد؟ 
گفت: و ما یدریکلعل الساعة تکون قریبا
تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشد(احزاب/63)


گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلیدوره! تا آن موقع چه کار کنم؟ 
گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
کاراهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109)


گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! منبنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!
گفت: عسی ان تحبواشیئا و هو شر لکم    
شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)


گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلتمیاد؟   
گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم     
خدا نسبت به همه‌ی مردم- نسبت به همه – مهربان است (بقره/143)


گفتم: دلم گرفته  
گفت: بفضل الله و برحمتهفبذلک فلیفرحوا     
(
مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا  شادباشند (یونس/58)


گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله   
گفت: ان الله یحب المتوکلین     
خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آلعمران/159)


گفتم: خیلی چاکریم!   
ولی این بار، انگارگفتی: حواست را  خوب جمع کن! یادت باشد که:
گفت: و من الناس من یعبد الله علیحرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
بعضی از مردم خدا را  فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن وآرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/11)


گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم ؛
گفت: فانیقریب
من که نزدیکم (بقره/


گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهتو نزدیک بشوم
گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القولبالغدو و الأصال 
هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و باصدای آهسته یاد کن (اعراف/


گفتم: این هم توفیق می‌خواهد
گفت: ألاتحبون ان یغفرالله لکم
دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/


گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی
گفت: واستغفروا ربکم ثم توبوا الیه
پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید(هود/


گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری  می‌توانمبکنم؟     
گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
مگر نمی‌دانیدخداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/


گفتم: دیگر روی توبه ندارم 
گفت: اللهالعزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب    
(
ولی) خدا عزیزو دانا است، اوآمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/


گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبهکنم؟ 
گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
خدا همه‌ی گناه‌ها را می‌بخشد(زمر/


گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرامی‌بخشی؟ 
گفت: و من یغفر الذنوب الا الله      
به جز خدا کیه که گناهانرا ببخشد؟ (آل عمران/


گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کممیارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق می‌شوم! ...  توبه می‌کنم
گفت: ان اللهیحب التوابین و یحب المتطهرین
خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستندرا دوست دارد (بقره/


ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک     
گفت: الیس الله بکاف عبده
خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟(زمر/


گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کارمی‌توانم بکنم؟   
گفت:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوهبکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کانبالمؤمنین رحیما
ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. اوکسی هست که خودش و فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌هابه سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان  است. (احزاب/


گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد 
گفت: ان الله یحول بین المرء و قلبه   
خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24)


گفتم: غیر از تو کسی را ندارم 
گفت : نحناقرب الیه من حبل الورید
ما از رگ گردن به انسان نیم (ق/16)

                                    به امید ان روز که هیچوقت مرتکب  گناه نشویم


 

نوشته شده توسط غزل در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ساعت 1:42 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام..

سلام بچه ها نمیدونین ماه رمضون اونم ساعت ۱شب حرم امام رضا رفتن چه صفایی داره واقعا ازین افتخاری که نصیبم شده تا هم شهری امام عزیزم باشم بی نهایت خوشحالم ... این درسته که هرجایی باشین امام رضا وخدا صداتونو میشنون فقط خواستم بگم اگه دعایی پیش امام دارین که دوست دارین من تو نامه بنویسمشو بندازم تو ضریح همینجا بگین حتما.... اگه هم خجالت میکشین خصوصی نظر بدین انشاالله حاجات هممون حل بشه و تومور دخترعمه ی منم خوب بشه نه فقط اون همه ی مریضا....آمین..


 

نوشته شده توسط غزل در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ساعت 1:35 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


مراحل درس خواندن

مراحل درس خواندن (عکس طنز)


 

نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ساعت 6:39 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


کاریکاتورهای جالب ماه رمضان

کاریکاتورهای جالب  ماه رمضان

کاریکاتور ماه رمضان

 

کاریکاتور ماه رمضان

 

کاریکاتور ماه رمضان

 

کاریکاتور ماه رمضان

کاریکاتور ماه رمضان

کاریکاتور ماه رمضان

کاریکاتور ماه رمضان

کاریکاتور ماه رمضان

کاریکاتور ماه رمضان


 

نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ساعت 6:29 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


یه سوال!!!!!!!!!

اخه این کجاش این شکلی هست !!!

اخه این کجاش این شکلی هست !!! ( عکس طنز) www.taknaz.ir


 

نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ساعت 6:29 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


متلک های جدید به دختر ها -

1-خانوم شماره بدم پاره میکنی؟

2- خانوم ببخشید مستقیم از کدوم طرفه

3- خانوم شماره ی کفشمو بدم؟

4- (در برخورد با چنتا دختر زیبا) هنوز فصله هلو نشده

5- (در برخورد با چند تا دختر کم سن) اِ مهد کودک تعطیل شد شما اومدین بیرون.

6- حاج خانومم ماچ خانوم

۷- آهای خانوم کجا کجا

۸- از اون بالا کفتر میاید

۹- آخ چشم ..فدات بشم

۱۰- نازتو بخورم ..شب شام نخورم

11- خانوم شما دو تا سه قلوئید؟

13- این روزها همه به من شماره می دهند شما چطور؟

12- دهات چه خبر؟

14- فدات و بخورم

15- قربونت بچسبم

16- فدات بگردم

17- خودت مگه خواهر مادر نیستی؟

18- خانوم جیگرتو واسم بلوتوث میکنی؟

19- جیگرتو یواشکی بخورم

20- ببخشید شما چقدر شبیه دوست دختره آینده من هستین

22-میبخشید خانوم دماغتونو خر گازگرفته؟


 

نوشته شده توسط غزل در جمعه چهاردهم مرداد 1390 ساعت 8:48 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت